أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )
205
البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )
ذكر شده است . الاعلام ، ج 9 ، ص 87 ، نزهة الألباء ، ص 116 ، الذريعة ، ج 1 ، ص 323 ، تاريخ العرب قبل الاسلام ، ج 1 ، ص 47 ، ابن خلدون ، ج 2 ، ص 262 ، ابن خلكان ، ج 2 ، ص 195 ، طبقات الادباء ، ص 116 ، دائرة المعارف فريد و جدى ، و دائرة المعارف الاسلاميه . ( 67 ) 29 / 15 : مناره - در اينجا عبارت متن چنين است : « و آخر للمنارة فنصبت . . . » و ظاهرا نه مناره صحيح است و نه نصبت با صاد . در توضيحات دخويه كلمه « الماره » به معنى رهگذران ذكر شده است كه آن نيز مناسبت ندارد . در نسخهء عكسى « ورق 98 آ » كلمهاى به صورت « القبارة » ذكر شده و عين القير - چشمهء قير « زفت » ، تفسير شده است . و ظاهرا همين درستتر است كه چشمهء قيرى در آنجا بوده است و استفاده از آب را تباه مىكرده است . بنا بر اين « نصبت » كه با صاد و به صيغهء مجهول ضبط شده بايد « نضبت » با ضاد و به صيغهء معلوم باشد « از مصدر نضوب » به معناى ته نشستن و فرو رفتن آب در زمين . چنان كه در توضيح بعد نيز بدان اشاره مىشود . ( 68 ) 29 / 17 : معدن نفت - مقصود از تعبير متن : نفاطة « ص 214 » نفت انداز نيست ، بلكه چشمه و معدن و چاه نفت است و جايى است كه نفت از آن بيرون مىآيد . در توضيحات دخويه نيز به اين مطلب اشاره شده است و در لسان العرب گويد : « النفاطة ( با تشديد فاء ) و النفاطة : الموضع الذي يستخرج منه النفط . و النفاطات : ادوات تعمل من النحاس ، يرمى فيها بالنفط و النار » . و به اين معنى است كلمهء « نفاط » كه در قديم مستعمل بوده است و در اين بيت رودكى آمده : نفاط ، برق روشن و تندرش طبل زن * ديدم هزار فيل و نديدم چنو مهيب ديوان - ص 14 بنا بر اين و بلكه به طور قطع ، در عبارت متن « ص 214 ، س 2 » ، « نصبت » به صيغهء مجهول و با صاد ، درست نيست . و بايد « نضبت » باشد . و ما به همين علت در ترجمه در برابر اين كلمه ، معناى كلمه صحيح الاحتمال « نضبت » را گذاشتيم . در توضيحات دخويه نيز نضبت آمده است . ( 69 ) 29 / 23 : چشمهء آب گرم ترمان - در مورد اين چشمه و كيفيت آن ، عبارت نسخهء عكسى كه اينك ترجمه مىشود كاملتر و گوياتر است : « و در دهكدهاى از دهكدههاى ماسندان « ماسبذان » به نام تومان « ترمان » طلسمى ساخت بيشهاى را كه در آنجا بود ، كه در زمستان هر كس از آن مىگذشت ، در گل فرو مىشد . و در همين دهكده نيز طلسمى ساخت چشمهء آب گرمى را كه در آنجا بود ، كه آب آن سخت گرم بود و تنها در زمستان آب مىداد و در تابستان خشك مىشد . و چون بليناس آن طلسم را براى آن ساخت ، آب